حدیث

امام علی علیه السلام: مَنْ غاظَكَ بِقُبْحِ السَّفَهِ عَلَيْكَ، فَغِظْهُ بِحُسْنِ الْحِلْمِ عَنْهُ هر كس با زشتىِ سبكسرى تو را خشمگين كرد تو با زيبايى بردبارى او را به خشم آور غررالحكم / حدیث 8620

آخرین مطالب

article thumbnail

دلنوشته ای از یک گرکانی   (حاشیه ای بر مقاله سفر گرکان [ ... ]

article thumbnail

گیاه خاکشیر در گرکان دربین زمینهای دیمزار و زمینهای بد [ ... ]

article thumbnail

تولید قارچ با توجه به مصرف رو به گسترش قارچ در بین عموم  [ ... ]

article thumbnail

خواص و فواید قارچ قارچ‌های خوراکی ارزش غذایی خوبی دار [ ... ]

article thumbnail

  با تشکر از سرکار خانم دکتر عاطفه طهماسبی گرکانی که ای [ ... ]

article thumbnail

قریب گرکانی، یحیی:     * فرزند عبدالعظیم قریب گرکان [ ... ]

article thumbnail

قریب، ضیاءالدین: *فرزند محمدحسین شمس‌العلمای گرکانی [ ... ]

article thumbnail

در ذیل تصویر سفرنامه نوشته شده به دست ناصرالدین شاه به  [ ... ]

article thumbnail

زندگی نامه محمدحسین شمس‌العلما قریب گرکانی در گرکان  [ ... ]

article thumbnail

پوستر یادواره شهید محمد مرادی کیفیت این تصویر برای  [ ... ]

پیوند سایتهای مرتبط

تبلیغات

بازدید کنندگان محترم ، از شما خواهشمندیم با فرستادن پیام در رفع ایرادات سایت ما را یاری نمایید .

 

در مهرماه سال 1394 همایشی با عنوان "همایش ملی استاد دکتر عبدالکریم قریب" در دانشگاه اراک برگزار گردید. در این همایش خانم دکتر عاطفه طهماسبی گرکانی با عنوان "گرکان؛ خاستگاه بزرگان" ارائه نمودند که در نوع خود بسیار خواندنی می باشد. لذا جهت استفاده ی شما مخاطبین گرامی متن کامل مقاله ی مزبور ذیلاً تقدیم خواهد شد.

 

 

 

 

garakan (1)

 

 

 گرکان؛ خاستگاه بزرگان

چکیده

گرکان؛ روستایی با پیشینه بسیار کهن، بزرگان بسیاری را در خود جای داده است. این مقاله، بر آن است که مختصری از ویژگی‌هایتاریخی، فرهنگی، زبانی و ادبی این ناحیه را بیان کند و به مناسبت بزرگداشت دکتر عبدالکریم قریب گرکانی؛ پدر علم زمین‌شناسی ایران و یکی از مفاخر این مرز و بوم، زندگی‌نامه مختصری را از این استاد گرانقدر، ارایه کند. هدف از نگارش این پژوهش که به شیوه اسنادی و میدانی انجام پذیرفته است، بررسی جنبه‌های تاریخی، فرهنگی، زبانی و ادبی گرکان می‌باشد. تاریخ نشان می‌دهد که این روستای کوچک، سرزمین عالم‌پروری است و نقش مهمی را در پرورش دانشمندان عصر حاضر ایران ایفا کرده است. گرکان، بزرگان علم و فرهنگ بسیاری را در دامان خود پرورانده که از آن میان می‌توان به «خاندان قریب» و دکتر عبداکریم قریب اشاره کرد.

 

کلیدواژه: استان مرکزی، روستای گرکان، تفرش، آشتیان، خاندان قریب، دکتر عبدالکریم قریب

 

مقدمه

  گرکان، دهی از دهستان گرکان، بخش مرکزی شهرستان آشتیان و در استان مرکزی می‌باشد. آب و هوایی کوهستانی و سردسیر دارد. فاصله‌ آن تا تهران 247 کیلومتر و تا اراک 65  کیلومتر است. جمعیت آن 791 نفر می‌باشد. دو قلعه خرابه به نام حاجی عبدالله و سر پل و نیز در بالای کوه مجاور قصبه، آثار قلعه‌ای معروف به آتشکده از آثار باستانی آنجا می‌باشد(سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح، 1374: ج48، 182 / قریب، 1363: 43 / کیهان، 1311: ج2، 386 / قزوینی، 1341: ج6، 283 / معین، 1382: ج6، 1690 / مصاحب، 1381: ج2، 2381).

 

پیشینه‌ تاریخی

گرکان، در دوره‌ پیش از اسلام، شهر بوده و وسعت و دامنه‌ شهری آن نیز زیاد بوده است و همه‌ آشتیان و دهات تفرش که روی هم به رستاق وره (به فتح اول و تشدید و ضم دوم و سکون سوم) معروف بوده را شامل می‌شده است(قریب،1363: 20). در مواقع نا امنی و تهاجم خارجیان به ایران، «شهر گرکان» و اهالی آن به علت دور بودن از راه‌های اصلی ارتباطی شهرهای بزرگ و به علت کوهستانی بودن، موقعیت ممتازی برای پایداری و مقاومت داشته و می‌توانستند مدت‌ها در مقابل نیروهای خارجی ایستادگی و پایداری کنند(همان :21).

آبادی گرکان بر روی دامنه جنوب‌خاوری و جنوبی کوه دیدگاه قرار دارد. این کوه تقریباً 2200 متر از سطح دریا ارتفاع دارد و چنان‌که از اسمش پیداست، دیدگاه و محل دیده‌بانی بسیار خوبی برای گرکان در ایام گذشته بوده است(همان :23).

 وجه تسمیه‌

گرکان به گاف فارسی و راء مهمله و کاف عربی هرسه مفتوح و سپس الف در آخر نون، نام یکی از قرای ثلثه‌ ناحیه‌ تفرش و آشتیان است در عراق عجم، و این ناحیه روی هم رفته صاحب 61 پارچه ده است (قزوینی، 1341: ج6،  283). چنین به نظر می‌رسد که شهر گرکان، بسیار قدیمی و در دوره‌ ساسانیان محل معتبر و بزرگی بوده است (کیهان، 1311: 388).به نظر دکتر عبدالکریم قریب، گرکان مرکب از کلمه‌ «گر» به معنی کوه و «کان» پساوند مکان است که روی‌هم به معنی کوهستان می‌باشد (قریب، 1363: 27). اهالي اين منطقه، نام گرکان را تحریف «گبرمکان» یعنی محل و مكان زرتشتي‌ها می‌دانند؛ همان‌گونه كه تفرش را تحريف گبرس مي‌دانند. البته دلايلي مبني بر زرتشتي بودن اهالي اين منطقه تا حدود 300-200 سال پيش موجود مي‌باشد؛ از جمله بناي آتشكده در اطراف اين روستا و نيز آثار باقي مانده از قبرستان زرتشتي‌ها در منطقه‌ گلين (geliyan) و ملي و نيز قبرستان گلگلشاه.

 وضعیت فرهنگی

 مردم گرکان تشکیل شده‌اند از روستاییانی که به کار کشت و زرع  یا داد‌و‌ستد و دامداری مشغولند یا کارمندان دولتی یا افرادی که به کارهای آزاد در تهران و سایر شهرها اشتغال دارند و پس از بازنشستگی به گرکان آمده و در آنجا سکنا می‌گزینند (همان : 51).

حشر و نشر کارمندان بازنشسته که در میان آنها مستوفیان، سررشته‌داران و لشکرنویسان فراوان بودند با اهالی ساکن در گرکان، یکی از علل تشویق اهالی به سواداندوزی و در نتیجه بالا بودن سطح فرهنگ در این ناحیه بوده است.

یکی از علل بالا بودن سطح فرهنگ عمومی و حسن اخلاق مردم گرکان، وجود موقوفات بسیار است. تقریباً نیمی از آب و زمین‌های کشاورزی گرکان وقف است. بخشی از اوقاف گرکان منحصراً برای دستگیری از افراد کم‌درآمد و ایتام و فقرای ارحام است. این امر در کم شدن فاصله میان غنی و فقیر و در نتیجه امکان دادن به افراد کم‌درآمد به مطالعه و سواد‌آموزی، مؤثر بوده است.

 از دیگر عواملی که در اخلاق و روحیات مردم گرکان تأثیر گذاشته‌ است، وضع مالکیت می‌باشد که به صورت خرده‌مالکی بوده است. ارباب و رعیتی به‌ طوری که اربابان، رعایا را مورد جور و ستم قرار دهند، در گرکان هیچ‌گاه وجود نداشته است و در نتیجه‌، این امر باعث نزدیکی طبقات و قشرها با هم گردیده و موجب پیدایش فاصله میان آنها نشده است (همان : 56 و55).

از دوره‌ صفویه به بعد تا مدت‌های مدید، اهالی چند آبادی کوچک در اطراف اراک امروز مانند تفرش و گرکان و آشتیان، در دربار ایران به کارهای غیرنظامی مشغول شده و در این زمینه تخصصی داشته‌اند. اکثریت مردم باسوادی که در کارهای دولتی وارد می‌شدند و در آن زمان به آنها «میرزا» می‌گفتند، از همین ناحیه برخاسته‌اند. در مدارس جدیدی هم که در تهران تأسیس شد، عده‌ای از همین میرزاهای گرکانی و آشتیانی و تفرشی، به معلمی پرداختند (نفیسی، 1381: 693).

نه تنها از عصر قاجار، بلکه از عصر زندیه و صفویه و پیش از آن نیز، ساکنان این ولایت در امور دیوانی، وارد و صاحب نفوذ بوده‌اند. پیشرفت مردم ولایت آشتیان و گرکان و تفرش در امور دیوانی، منحصر به دوران قاجار نیست(حضرتی، 1382: 13).

در زمان کریم خان زند، راه نفوذ میرزاهای آشتیانی و گرکانی به دربار آغاز شد. فرزندان آقا محسن، هریک از خویشان و نزدیکان خود را که سیاق‌دان و خوش‌نویس بودند، به کار می‌گماشتند، میرزاهای فراخوانده شده به تدریج صاحب مقام و منزلت گردیدند، سپس آنان هم تعدادی را نزد خود مشغول به کاری کردند. در واقع باید گفت فراوانی مستوفیان، لشکرنویسان و ... کوچک و بزرگ، زاییده‌ همین تفکر است. این مطلب، یک روی سکه است، طرف دیگر آن را باید مظاهر استعداد، پشت کار و تلاش میرزاهای خوش خط و ربط محلی دانست. در آن روزگار، هر خانواده‌ای سعی داشت با فرستادن فرزندش به مکتب و آموختن آداب هنر، خود را به مرتبه‌ی میرزایی نزدیک سازد. معروف است والدین در مورد کودکان خود خطاب به دیگران می‌گفتند: بزرگ بشه، میرزا می‌شه. استمرار این نوع هنجار فرهنگی، باعث تحول عمیقی در خط و سوادآموزی گردید (همان: 177- 176).

اکثریت اهالی محدوده‌ی آشتیان و گرکان و تفرش، تحصیل‌کرده هستند و شاید ریشه‌ی باسوادی در این منطقه بازگردد به دوره‌ی قاجار(طهماسبی گرکانی، 1386)؛ زمانی که تعدادی از منشیان این منطقه وارد دستگاه قاجار شدند و به درجه‌ استیفا رسیدند؛ بنابراین کشاورز و پیشه‌ور به سوادآموزی به ویژه فراگیری خط، اهتمام نمودند، انگیزه‌ باسواد شدن و آموختن خط در روح ساکنان محل زنده گشت و دیری نپایید حس برتری‌جویی فرهنگی، ضمیر خاموش نوباوگان و جوانان را روشن ساخت و حتی ارکان افکار سالخوردگان را هم لرزاند، آنان هم در کنار کار و فلاحت، به یادگیری خط و سواد می‌پرداختند. رقابت اصولی توأم با علاقه و امید، ازدیاد مکتب‌خانه‌ها و افزایش متعلمین را به دنبال داشت. در همان زمانی که در پهنه‌ سرزمین ایران، عفریت جهل و بی‌سوادی، بیداد می‌کرد، قصبه‌ آن روز گرکان، تفرش و آشتیان با توجه به قلمرو محدودش به سهم و توان خود مشغول علم و دانش بود (همان: 8). بنابراین می­توان گفت یکی از دلایل باسواد بودن اهالی این منطقه این است که وارد دستگاه استیفا شوند. به گفته‌ عبدالله مستوفی:«صدی پنجاه اهل گرکان، خوانا و نویسا بودند. برای چه؟ برای اینکه یقین داشتند اگر کارآمد باشد، «حاجی آقا» (پدرم) آنها را بیکار نخواهد گذاشت» (مستوفی، 1371: ج1، 231).

به هرحال، مردم این ناحیه همه، حتی بی‌سوادها دارای یک نوع فرهنگ و ادب ویژه‌ای بوده‌اند که آنها را از مردم سایر نواحی متمایز می‌ساخته است؛ علت این امر: یکی معاشرت و مجالست طبقات مختلف با یکدیگر- به‌ویژه در مواقع عزاداری در ماه‌های محرم و صفر و رمضان- و دیگری بازگشت کسانی که مشاغل دولتی داشتند، بعد از بازنشستگی، به گرکان بوده است. طبقه تحصیل‌کرده آن زمان که اغلب در تهران ، تبریز ، اصفهان، شیراز و سایر شهرها، مدت‌ها به کار اشتغال داشتند، پس از بازنشستگی به ولایت می‌آمدند و در گرکان دوره‌ بازنشستگی خود را می‌گذراندند و در نتیجه، آداب معاشرت دربار  و زبان قلم را که خود فرا‌گرفته بودند، به روستاییان و ساکنان محلی منتقل می‌کردند و موجب می‌شدند که اهالی گرکان در سطح بالاتری از نظر سواد و فرهنگ، نسبت به اهالی نواحی دیگر قرار گیرند (قریب، 1363: 99).

 

مدارس

در گرکان و نواحی مجاور آن، از قدیم مردمانی علاقه‌مند به فرهنگ و دانش و ادب زندگانی می‌کردند و از این روست که میرزاهای گرکان و آشتیان و تفرش، در ایران مشهور و معروفند و در گذشته و امروز نیز در بسیاری از مؤسسات دولتی و غیردولتی عده‌ی قابل ملاحظه‌ای از گرکانی‌ها مشغول به کار بوده و می‌باشند.

از زمان‌های بسیار قدیم، برای باسواد شدن پسران و دختران در گرکان مکتب‌هایی دائر بوده است. در سال 1306 شمسی، دبستان دولتی و در سال 1353 شمسی، دوره‌ی راهنمایی در گرکان دائر گردید و پس از فوت عبدالعظیم قریب، آقای دکتر عباس قریب، فرزند ایشان، از طرف خود و وکالتاً از طرف وراث دیگر، خانه و باغچه‌ پدری خود در گرکان را در اختیار وزارت آموزش و پرورش وقت، برای ساختن یک دبستان و یک دبیرستان قرار داد. در محل مزبور، یک دبستان شش کلاسه به نام «دبستان استاد عبدالعظیم قریب» و یک دبیرستان راهنمایی به نام «دبستان راهنمایی استاد عبدالعظیم قریب» ساخته شد. دیگر دبستان چهار کلاسه‌ دخترانه‌ای است که آن را بانو ضیاءالملوک (معصومه) قریب، فرزند میرزا محمد تقی مجتهد، ساخته است و به نام دبستان «ضیاءالملوک قریب» معروف است. دبستان دخترانه از سال 1345 شمسی دائر شده است(قریب، 1363: 44).

کتابخانه

در گرکان دو کتابخانه‌ی کوچک، یکی جنب مسجد جامع و دیگری جنب مدرسه وجود دارد که در سال 1379 به مساحت 220 متر تأسیس شده است.

 

 

خلق و خوي

تاریخ پر افتخار میهن عزیز ما بیانگر این حقیقت است که منطقه‌ی آشتیان و گرکان، نه تنها زادگاه مستوفیان و منشیان زبردست و کاردان؛ بلکه، مولد ارباب معرفت و فضل و ادب بوده است (حضرتی، 1382: 7).

بسیاری از املاک و زمین‌های گرکان و نیز مقدار قابل توجهی از آب آن، وقف می‌باشد که صرف نیازمندان، خرج‌های ماه محرم، صفر و رمضان و نیز تعمیرات مساجد و ... می‌شود. بیش از 15 زیوار از آب گرکان، وقف است. وفور وقفیات باعث شده هیچ مستحقی که در خانه را بزند در آنجا وجود نداشته باشد.

گرکانی‌ها به رعایت حقوق شرعی، بسیار پایبند هستند و بر این باورند که اگر کسی یک لقمه‌ی حرام یا مشکوک بخورد، تا چهل روز دعایش مستجاب نمی‌شود.

آنها معتقدند باید زکات را سر خرمن حساب کرد تا زمین برکت یابد. در گرکان میراب وجود ندارد، چون هرکس حد و زمان آبیاری زمین خود را رعایت می‌کند و به محض اینکه زمان آبیاری زمین‌اش تمام شود، راه آب را از مزرعه‌ی خود می‌بندد. آنها به یاد ندارند تا به حال سر آب و یا زمین دعوا شده باشد(طهماسبی گرکانی، 1386). آقای عبدالله مستوفی در این زمینه در کتاب شرح زندگانی من این گونه نقل کرده است که: در چند سال قبل که مدیرکل ثبت اسناد و املاک کشور بودم، برحسب تصادف، نوبت به ثبت عمومی گرکان رسیده بود. بعد از اعلان در جراید محلی (اراک) و پایتخت که البته به موجب اظهار نامه‌یخود مالکین بوده است، حتی یک فقره اعتراض هم از این یکی دو هزار نفر مالک خانه و باغ نرسید، سهل است اعلان تجدید حدود هم بی‌اعتراض گذشت. این اولین ثبت عمومی است که بدون اعتراض گذشته و این به دلیل کمال حسن اخلاق این مردم است و من واقعاً به گرکانی بودن خود از این حیث می‌بالم و افتخار می‌کنم که لامحاله اسمم جزو جامعه‌ای است که به مال یکدیگر چشم طمع ندارند و احترام مالکیت واقعی یکدیگر را محفوظ می‌دارند. موضوع دیگر که آن نیز در عالم خود قابل تحسین است، فهم این مردم در تنظیم اظهارنامه است که هریک طوری مال خود را تنظیم کرده بودند که راهی برای اعتراض همسایه باقی نگذاشته بودند. بلی! از مردمی که از صد سال قبل اقلاً صدی پنجاه آنها باسوادند و از طرف دیگر، دیانت خود را هم حفظ کرده‌اند، جز این نمی‌توان انتظار داشت (مستوفی،1371: ج1، 480).

با این وجود، اگر انسان سرسختی هم در آنجا قد علم می‌کرد و از حد و حدود خود تجاوز می‌کرد، خود اهالی حق او را کف دستش می‌گذاشتند. در کتاب کارنامه این‌گونه آمده است: «در 25 اسفند 1327، اکبر نامی لات گرکانی به وطن مألوف، مراجعت و بنای لات‌گری می‌گذارد. مردم بیچاره‌ی گرکان که از لات‌گری او متأذی شده بودند، ناگهان دور او را گرفته و شر او را از این عالم کندند، بعد جنازه‌ را متفقاً برداشته و گور او را هم گم کردند. برای یکی دو سال اسباب زحمت شده بود.» (دهگان،1345: 270) اهالی این روستا، منظم، دقیق، جدی و وارسته هستند و در هیچ دوره‌ای به هیچ فرقه  یا گروهی وابسته نبودند و از نظر فکری، بسیار مستقل هستند؛ به قول میرزا عبدالعظیم خان قریب: «مردم گرکان، زرنگ‌تر از آن هستند که مرید بشوند.»(بازرگان،1375: 70)

از دیگر خلق و خوهای برجسته‌ گرکانی‌ها این می‌باشد که تعصب شدیدی به روستای خود دارند، ولو اینکه هرگز موطن اجداد خود را ندیده باشند. اهل این ولایت این تعصب را دارند که اسم گرکان را در ادامه نام‌خانوادگی‌یشان بیاورند و حتی نام‌خانوادگی بعضی «گرکانی» می‌باشد(طهماسبی گرکانی، 1386). این تعصب، ریشه در گذشته‌ درخشان این روستا و اهالی‌اش دارد که تمام افرادی که اجداد آنها گرکانی هستند، با افتخار خود را منتسب به آنجا می‌کنند. پیش از این نیز نویسندگان گرکانی، در کتاب‌ها و دست‌نوشته‌های خود هرکجا  می‌خواستند از گرکان یاد کنند، از آن با عناوین «ممالک محروسه»  یا «مسقط‌الرأس اجدادی» نام می‌بردند. (همچون در «شرح زندگانی من» و «واژه نامه‌ی بوربسه» و ...)

 

ويژگي‌هاي زباني

در گرکان، پیرامون صد و پنجاه سال پیش، گویش محلی، جای خود را به فارسی داد(کیا، 1340:3). گویش اصلی این منطقه، بوربسّه(به گفته‌  ایرج افشار (گردآورنده‌ی واژه‌نامه  بوربسه): بُربسّه لغت راجی را گویند. در محله‌ی پشته و سنگلانک به زبان بوربسه که لغت راجی است تکلم می‌کنند، غالباً و این  لفظ مرکب است از «بوره» یعنی «بیا» و «بسّه» یعنی «برو». (ص13)) بوده است که در حال حاضر تنها بعضی لغات این گویش در منطقه کاربرد دارد و دستور زبان آن کاملاً از بین رفته است. گویش این منطقه با زبان‌های اوستایی و پهلوی قرابت دارد. متأسفانه امروز فقط تعدادی واژه از آن به جا مانده است(طهماسبی گرکانی، 1386). کلی‌ترین مسئله‌ای که باعث مهجوری و انقراض گویش محلی گردید، همانا ارتباط اهالی این منطقه با دستگاه دولتی قاجار بود. بسیاری از اهالی این روستا در گذشته، میرزاهای دستگاه استیفاء دولت قاجاریه بودند و دارای تحصیلات؛ بنابراین گویش آنها تحت تأثیر سواد و ارتباط آنها با اعضاء حکومتی قرار گرفت(کیا،1340: 3).

شاید بتوان گفت مهم‌ترین ویژگی گویش کنونی اهالی این روستا، زبان لفظ قلم آنها باشد؛ به این معنا که آنها کلمات را همان‌گونه ادا می‌کنند که می‌نویسند و هیچ کلمه‌ای را در حین گفتار نمی‌شکنند، همان‌گونه که اهالی تهران تا 150 سال پیش کلمات را ادا می‌کردند(طهماسبی گرکانی، 1386).

وضعیت اجتماعی

تعدادی از مورخان، سفرنامه‌نویسان، اشخاص با نفوذ و قلم به دست دوره‌ قاجار و بعد از آن، در مورد خط و انشای مردم تفرش، آشتیان و گرکان و ... نظرات بسیاری داده‌اند؛ از جمله در کتاب «خاطرات من» فصل دوم، ج1، ص 34 و ص 626، آمده است:«در تهران آن روز (قاجار)، دو طبقه، گرداننده‌ دستگاه مملکت بودن:، یکی تفرشی‌ها، آشتیانی‌ها، گرکانی‌ها و دیگر طالقانی‌ها. دسته‌ اول، تمام ادارات آن روز را – از هر کاری- عهده‌دار بودند؛ چون رجال آن روز، از آن سه محل می‌آمدند و مصادر امور مملکت بودند. به این جهت هرکس از تفرش، گرکان، آشتیان می‌آمد، در خانه‌ فلان مستوفی یا وزیر یا دبیر وارد می‌شد، تا چندی مشغول کار نویسندگی می‌شدند، خوب که آشنا می‌گردیدند، او را به یکی از عزب‌دفترها می‌سپردند، رفته‌رفته ترقی کرده، می‌شدند مستوفی‌الممالک؛ چون به طور کلی، ساکنین سه محل مزبور، همه باسواد و چیزنویس بودند، مخصوصاً از حیث خوبی خط، کم‌تر نظیر دارند(نقل در: طهماسبی گرکانی، 1386). ترقی هر قوم و طایفه بسته است به فداکاری یک یا چند نفر که آن قوم را تکان و حرکت دهند و... چنان چه همه‌ی آقایان مشاهده می‌نمایند، دیرزمانی بود که ادارات مختلف این مملکت به سه طبقه‌ی آشتیانی، گرکانی و تفرشی اداره می‌شد... .» (حضرتی، 1382: 134)

اهالی این منطقه اکثراً در دوره‌ قاجاریه و تا حدی در زمان پهلوی در رأس ادارات مختلف بودند و حتی مجامع حزبی و علمی را خود بنیان گذارده بودند (نیری، 1369: 135). 

روزنامه‌های صوراسرافیل و حبل‌المتین در زمان حیات خود هریک تشکیل مجمع انسانیت را گزارش داده‌اند. روزنامه‌ صوراسرافیل در شماره 18 صفحه 5 پنج شنبه 21 شوال 1325 هـ .ق، این چنین گزارش داده است:«تشکیل انجمن محال ثلاثه‌ی تفرش، آشتیان، گرکان را در تحت اسم «مجمع انسانیت» ناچار همه شنیده‌اند و تقریباً همه کس هوش و غیرت و شهامت و پشت کار اهالی این سه محل را به تجارب روزگار دانسته‌اند، لیکن امروز می‌خواهیم حسن‌ظن مشترکین عظام خود را نسبت به ساکنین محال ثلاثه کامل‌تر کنیم و بگوییم مجمع انسانیت که تقریباً دو سه هفته بیش نیست که تشکیل شده، در همین مدت قلیل، به تأسیس چهار مدرسه ابتدایی در محال سه‌گانه و یک مدرسه‌ علمی در تهران موفق گردیده.» (حضرتی، 1382: 106)

 

در حال حاضر، اهالی این منطقه همچنان در عرصه‌های علمی و فرهنگی، حضور دارند. از خانواده‌های معتبر و به‌نام گرکان می‌توان به خاندان قریب اشاره کرد که بزرگان و مشاهیر ماندگاری را به ایران‌زمین معرفی کرده است. استاد عبدالعظیم خان قریب گرکانی؛ پدر دستورزبان فارسی،دکتر محمد قریب؛ پدر طب اطفال، دکتر عبدالکریم قریب؛ پدر علم زمین‌شناسی و بانو بدرالزمان قریب؛ اولین رمزگشای زبان سغدی و استاد زبان‌شناسی، از جمله بزرگان این خاندان ارجمند هستند. 

 

در این مقاله، با توجه به این‌که بزرگداشت دکتر عبدالکریم قریب در پیش است، مختصری از زندگینامه این بزرگ بیان می‌شود.

 

 

a-k-gharib (0)

 

 

عبدالکریم قریب،در سال ۱۲۹۱ خورشیدی در خیابان عین‌الدوله تهران دیده به جهان گشود. علوم قدیمی و دروس کلاس‌های ابتدایی را تا حدود کلاس پنجم نزد پدرشان(تجلی پور، 1349: 214) با تأکید بر آموزش قرآن مجید، صرف و نحو، منشآت قائم مقام فراهانی، بحرالجواهر در علم سیاق، گلستان، کلیات سعدی، شاهنامه، خمسه‌ نظامی، حافظ، نصاب‌الصبیان و دیگر کتاب‌های مرسوم، فرا گرفت. پدر ایشان میرزا مصطفی خان مستوفی، فرزند میرزا عبدالکریم مستوفی گرکانی بود و مادرش دختر میرزا شکرالله خان (کاردار سفارت ایران در دولت عثمانی). او فرزند چهارم خانواده بود. دو ساله بود که پدرش بازنشسته شد و پس از آن به اتفاق خانواده، به گرکان از توابع آشتیان بازگشت. استاد دکتر عبدالکریم قریب در دوازده سالگی، پدرش را از دست داد و به همراه مادرش، مجدداً از گرکان به تهران عزیمت کرد. دکتر قریب در این باره می‌گوید: در سال ۱۳۰۴ پدرم فوت کرد. پس از فروش خانه و باغ و اثاثیه‌های منزل، من و مادرم در سال ۱۳۰۶ به تهران آمدیم و منزلی کوچک در خیابان سقاباشی اجاره کردیم. در همان سال به دبستان صفوی رفتم و چون در دروس ادبیات، قوی بودم من را در کلاس پنجم پذیرفتند.

  استاد دکتر قریب می‌گوید: در سالی که ما دیپلم گرفتیم آن قدر تعداد دیپلمه‌ها کم بود که به ما می‌گفتند در هر دانشکده‌ای که دوست دارید ادامه تحصیل دهید و حتی می‌گفتند، بیایید یک ماه در این دانشکده بنشینید، اکر خوشتان آمد ادامه دهید و اگر خوشتان نیامد بروید دانشکده دیگر. من نیز در ابتدا، هر چند روز در یک دانشکده می‌رفتم و حدود یک ماه همین طور در دانشکده‌ها می‌چرخیدم تا وارد دانشکده علوم در رشته ریاضی شدم. ۶ ماه در رشته ریاضی ادامه تحصیل دادم ولی بعد از آن مجدداً رشته علوم طبیعی را انتخاب کردم و تا پایان تحصیلات دوره لیسانس در این رشته ماندم، بخصوص چون زمین‌شناسی جزء این رشته بود و من به مرور زمان به رشته زمین‌شناسی خیلی علاقه‌مند شده بودم، در این رشته ماندم.

دکتر قریب در سال ۱۳۱۷ در رشته علوم طبیعی فارغ التحصیل شد. با سمت دبیری در شهر اهواز مشغول شد. در سال 1320 خدمت وظیفه را تمام کرد. کار در دانشکده‌ علوم دانشگاه تهران را از سال 1322 آغاز کرد و در تاریخ 14/4/1333 با نوشتن رساله‌ خود درباره‌ «کانی‌های جزیره‌ هرمز» به اخذ درجه‌ دکترای زمین‌شناسی، نائل گردید. از سال 1333 به سمت دانشیاری دانشسرای عالی، مشغول به تدریس شد. در سال 1342 استادی تمام وقت و ریاست گروه زمین‌شناسی آن مؤسسه (دانشگاه تربیت معلم کنونی) را بر عهده گرفت (ذوالفقاری،1381: 3-202). او همچنین استاد و رئیس بخش علوم طبیعی و معاون سازمان تربیت معلم و رئیس مؤسسه تربیت دبیر دانشسرای عالی بود (تجلی پور، 1349: 217).

در سال 1349 با درخواست خویش، بازنشسته گردید و پایه و بنیاد مدرسه‌ی عالی علوم اراک (دانشگاه اراک کنونی) را نهاد. تا سال 1354 اداره‌ این مدرسه را برعهده داشت. بعد از استعفا از آن دانشگاه، به عنوان استاد حق‌التدریس، تا سال 1358 در دانشگاه شهید بهشتی، به تدریس پرداخت و پس از آن، بیشتر وقت خود را صرف تألیف و چاپ آثار خود کرد. در سال 1367 سمت مشاوره‌ی سازمان انرژی اتمی را پذیرفت. در سال 1372 تأسیس رشته‌ زمین‌شناسی در دانشگاه آزاد آشتیان را تقاضا کرد و چند ساعتی در آنجا به تدریس پرداخت (ذوالفقاری،1381: 203).

او همچنین مدتی سفیر الجزایر در تهران بود و ماجرای گروگان‌گیری از سفارت امریکا بخش اعظم افتخار و سرافرازی برای پیدا کردن ترتیباتی که سرانجام منجر به آزادی گروگان‌ها گردید، از آنِ دیپلمات‌های الجزایری است (استمپل،1377: 326).

 

از تألیفات استاد می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

1-  بلورشناسی از نظر هندسی کانی‌ها، 1329.

2-  کانی‌شناسی درباره‌ کانی‌های جزیره‌ هرمز، 1336.

3-  اصول علم کانی‌ها، 1338

4-  شناخت کانی‌ها به وسیله‌ حرارت و معرف‌های شیمیایی، 1344

5-  سنگ‌شناسی، 1346

6-  یک دوره‌ی 17 جلدی کتاب‌های طبیعی برای دبیرستان‌ها، 46-1344

7-  گرکان، 1363

8-  زمین در فضا، 1363

9-  مبارزه با عوارض پیری، 1371

10-  فرهنگ زمین شناسی، 1346

11-  غارشناسی (ترجمه)، 1371

12-  غارها و موارد استفاده از آن‌ها، 1377

13-  زلزله و آتش فشان (ترجمه، اثر ژان روته)

14-  مجموعه‌ی چه می‌دانم (در 150 صفحه)

15-  مبانی زمین شناسی (ترجمه)

16-  چگونه کانی‌ها را می‌توان شناخت؟

17-  بلورها (ترجمه، اثر ام.شاسکولسکایا)

18-  مقالاتی چند درباره‌ی ایران زمین

19-  تولید خاک از نظر کشاورزی (ترجمه)

20-  رازهای درون زمین (ترجمه)

21-  زمین‌شناسی فلات ایران (ترجمه)

22-  پدیده‌های شگفت انگیز در آسمان و زمین (ترجمه)

23-  انسان در نبرد با طبیعت (ترجمه و تألیف)

24-  پنجاه و هفت درس برای تقویت حافظه (ترجمه و تألیف)

25-  اسرار سه اقیانوس (ترجمه)

و بسیاری دیگر که می‌توان در فهرست‌ها بالغ بر بیست‌وهفت اثر از این آثار را یافت.

 

 

از استاد قریب بیش از چهارصد مقاله‌ علمی به چاپ رسیده است (ذوالفقاری ،1381 :204)؛ همچون:

1-     روند مطالعات ایرانیان و خارجیان درباره‌ی زمین‌شناسی ایران، بررسی مسایل ایران‌شناسی، تهران، 1369، ص 292-283

2-     بناهای قدیمی را از انهدام بازدارید. چیستا، 3(1364)، ص 44-38 (ساختمان‌های مستوفی‌الممالک در آشتیان)

3-     آثار تاریخی شهرستان اراک، نشریه‌ مدرسه‌ عالی اراک، ش1 (1352)، ص 71-70

4-     درباره‌ هلانیت‌های سمنان، سخن علمی، 5، ص 13

  

و نیز ترجمه‌ی دو مقاله از الکساندر کوندراتوف به مشخصات:

  1- درباره‌ی دراویدی‌ها و زبان آن‌ها، چیستا، 1 (1360).                                                

  2  - درباره‌ ریشه‌ زبان هندی، سوری و عیلامی، چیستا، 1 (1360).

 

  دکتر عبدالکریم قریب گرکانی در ۱۷ بهمن سال ۱۳۸۱ بر اثر سکته قلبی درگذشت و بنا به وصیتش در آشتیان به خاک سپرده شد. آرامگاه وی در محوطه دانشگاه آزاد آشتیان قرار دارد. فرزند وی مهندس فرهاد قریب گرکانی نیز در ادامه راه پدر به عنوان استاد در رشته زمین‌شناسی فعالیت می‌کند. فرزندان و نوادگان آن بزرگوار نیز از استادان و متخصصان علم زمین‌شناسی هستند.

 

 از جمله فعالیت‌های دکتر عبدالکریم قریب گرکانی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

 -شرکت در کمیسیون‌های علمی و عضویت در هیأت نویسندگان مجلات

 -عضو هیأت نویسندگان مجله سخن علمی

 -عضو انجمن کانی‌شناسی و بلورشناسی فرانسه

 -عضو کمیسیون واژه‌گزینی جغرافیا در سازمان جغرافیای ارتش جمهوری اسلامی

 -عضوکمیسیون واژه گزینی زمین‌شناسی به سرپرستی شادروان دکتر حسین گل گلاب (فرهنگستان دوم)

 -سردبیر و عضو هیأت نویسندگان مجله رازی (کرمانشاه)

 -سردبیر و عضو هیأت نویسندگان مجله رشد زمین‌شناسی

 -مؤسس رشته زمین‌شناسی در دانشگاه آزاد اسلامی آشتیان

 -مؤسس مدرسه عالی علوم اراک از سال ۱۳۴۹ (دانشگاه فعلی استان مرکزی)

 -مسئول و سرپرست مجله دانش روز (اراک)

 -کمک و همکاری با آقای دکتر عباس شیبانی نماینده محترم مجلس شورای اسلامی در تأسیس دانشکده پزشکی کاشان.

 دکتر قریب در مدت 50 سال کار ترجمه و تألیف موفق شد 430 مقاله و 30 کتاب در زمینه زمین‌شناسی به چاپ برساند. او در زمان حیات خود به نقاط مختلف ایران سفر کرد و تحقیقات زیادی در علم زمین شناسی ایران انجام داد تا جایی که به پدر علم زمین شناسی ایران معروف شد.

 

فهرست منابع و مآخذ

  1. استپل، جان. دی. درون انقلاب ایران. ترجمه‌ی منوچهر شجاعی. تهران: نگارش و مؤسسه‌ی خدمات فرهنگی رسا، 1377.
  1. افشار، ایرج(1377) واژه‌نامه بوربسه. تهران: فرهنگستان زبان و ادب فارسی.
  2. بازرگان، مهدي(1375). شصت سال خدمت و مقاومت، گفت‌وگو با سرهنگ غلامرضا نجاتی. تهران: مؤسسه‌ خدمات فرهنگی رسا.
  1. تجلي پور، مهدي. دايرة المعارف موضوعي دانش بشر. تهران: اميركبير، 1349.
  2. حضرتی، صادق(1382) رجال و مشاهیر آشتیان. قم: الماس.
  3. دهگان، ابراهيم(1345) کارنامه یا دو بخش دیگر از تاریخ اراک. اراك: بي نا.
  4. ذوالفقاری، محسن(1381) از طبرسی تا حسابی. اراک: دانشگاه اراک.
  5. سازمان جغرافیایی کشور(1355)فرهنگ جغرافیایی ایران. تهران: سازمان جغرافیایی کشور، ج 2 (استان یکم).
  6. سازمان زمین‌شناسی و اکتشافات معدنی ـ مدیریت شمال شرق.
  7. سازمان جغرافيايي نيروهاي مسلح(1374) فرهنگ جغرافيايي آبادي‌هاي كشور جمهوري اسلامي ايران. ج48. تهران(قم-اراك).
  8. طلوعي، محمود(1372) بازيگران عصر پهلوي.تهران: علم.
  9. طهماسبی گرکانی، عاطفه(1386) بررسی جنبه‌های فرهنگی، زبانی-ادبی گرکان. پایان‌نامه کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی. پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
  10. قريب، عبدالكريم(1363)گركان. تهران: عبدالكريم قريب.
  11. قزويني، محمد(1341) یادداشت‌های قزوینی. ج6. به کوشش ایرج افشار. تهران: دانشگاه تهران.
  12. کیا، صادق(1335) گویش آشتیان. تهران: دانشگاه تهران.
  13. کیهان، مسعود(1311) جغرافیای مفصل ایران(سیاسی). ج2. تهران: مجلس.
  14. مصاحبه مجله کیهان علمی، سال پنجم، شماره 10، دی ماه 1372 با استاد عبدالکریم قریب.
  15. مرسلوند، حسن(1369-1375) زندگی نامه رجال و مشاهیر ایران (1299-1320 هـ.ش). تهران: الهام.
  16. مستوفی، عبدالله(1371). شرح زندگانی من یا تاریخ اجتماعی و اداری دوره‌ی قاجاریه. تهران: زوار.
  17. مصاحب، غلامحسین(1381).دائرةالمعارف فارسی. ج2، تهران: امیرکبیر، چاپ سوم.
  18. معين، محمد(1382) فرهنگ فارسي.ج5 و 6، تهران: اميركبير.
  19. نجفی آشتیانی، ابوالقاسم(1385). نیم نگاهی به آشتیان. تهران: منشور امید.
  20. نجمي، ناصر(1373) بازيگران سياسي عصر رضا شاهي و محمدرضا شاهي.تهران: گوتنبرگ.
  21. نفيسي، سعيد(1381) خاطرات سياسي، ادبي، جواني. به كوشش عليرضا اعتصام. تهران: مركز.

نيري، حميد؛ وحيدنيا،س. زندگي‌نامه‌ مستوفي‌الممالك. تهران: وحيد، 1369.

نوشتن دیدگاه


تصویر امنیتی
تصویر امنیتی جدید

آمار بازدیدکنندگان سایت

185263
امروز
دیروز
هفته جاری
هفته گذشته
ماه جاری
ماه گذشته
بازدید کل
99
47
99
131357
3937
2553
185263

آی‌پی شما: 3.82.52.91
امروز: یکشنبه، 05 اسفند 1397 - ساعت: 07:12:29

نقشه روستا

آخرین اخبار و اطلاعیه ها

اوقات شرعی